خانه راهنمای خرید پیگیری سفارش پشتیبانی درباره ما تماس با ما
محصولات مرتبط
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره اعتیاد
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره اعتیاد
قیمت : 19,317 تومان17,772 تومان
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره هیپنوتراپی
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره هیپنوتراپی
قیمت : 17,045 تومان15,682 تومان
مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد EMDR
مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد EMDR
قیمت : 17,045 تومان15,682 تومان
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره صمیمیت زناشویی
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره صمیمیت زناشویی
قیمت : 17,045 تومان15,682 تومان
رشته تحصیلی
رشته تحصیلی شما چیست؟












ثبت نظر

مبانی نظری و پیشینه پژوهش درباره هوش معنوی، سبک های دلبستگی و شادکامی در افراد معتاد و غیر معتاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش درباره هوش معنوی، سبک های دلبستگی و شادکامی در افراد معتاد و غیر معتاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش درباره هوش معنوی، سبک های دلبستگی و شادکامی در افراد معتاد و غیر معتاد

فرمت : word

تعداد صفحات : 70

رفرنس دهی استاندارد

دارای منابع فارسی و انگلیسی

دارای گارانتی بازگشت وجه

اعتیاد

اعتیاد کلمه ای است عربی از ریشه عاد و به معنای چیزی را به عادت پذیرفتن و به چیزی و خوگرفتن (باوی، 1388). در چند دهه اول قرن بیستم، واژه اعتیاد به مواد شیمیایی به حالتی خاص اطلاق می شد که در اثر مصرف مواد به وجود می آمد. در سال 1931 میلادی واژه های عادت دارویی و اعتیاد دارویی به وسیله تاتوم و سیورز به عنوان واژه های جایگزین برای اعتیاد مطرح شد(گلپرور و همکاران، 1382).

تعریفی که تاتوم و سیورز از فرد معتاد و اعتیاد دارویی نمودند، عبارتند بود از:«معتاد فردی است که ماده شیمیایی خاصی را مصرف نموه و بدان وابستگی بدنی یا جسمی پیدا کند»

در سال 1964 میلادی، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد، دیگر جنبه علمی ندارد و وابستگی دارویی را به جای آن توصیه نمود(، گلپرور و همکاران، 1382؛ باوی، 1388).

از نظر سازمان بهداشت جهانی وابستگی به مواد نشانگانی است که با یک الگوی رفتاری خاص آشکار می شود. با مصرف برخی ا داروها مانند، داروهای روان گردان، الگویی از رفتارهای ویژه بر رفتارهایی که قبلا ارزش بیشتری داشته اند، ارجحیت می یابند. نشانگان مورد نظر به معنی وابستگی مطلق نیست. بلکه پدیده کیفی است که به درجات مختلف، متجلی می شود(باوی، 1388).

انواع وابستگی به مواد

وابستگی به مواد به دو صورت، وابستگی جسمی و وابستگی روانی می باشد:

وابستگی جسمی: به دو شکل صورت می پذیرد:

الف) تحمل: عبارت است از نیاز به مقادیر فزاینده ای از مواد، برای رسیدن به حالت مسمومیت (یا آثار مطلوب) و یا کاهش بارز اثر مواد، با مصرف مداوم مقدار ثابتی از آن.

ب) علایم ترک: تغییر رفتاری ناسازگارانه، توام با علائم فیزیولوژیکی و شناختی است که بر اثر کاهش ماده مورد نظر در خون یا بافت های کسی که قبلا مقدار زیادی از آن را برای مدت طولانی مصرف کرده است، دیده می شود. پس از بروز نشانه های ناخوشایند ترک مصرف، شخص ممکن است برای اجتناب یا رهایی از نشانه ها دوباره به مصرف دارو روی می آورد(باوی، 1388).

وابستگی روانی: بعضی از افراد همراه با وابستگی جسمانی، الگویی از مصرف اجباری را نشان می دهند و برخی دیگر، بدون علائم وابستگی جسمانی، علائم وابستگی روانی (اشتیاق و ولع مصرف) را نشان می دهند. که در این صورت احتمال دارد که شخص:

الف) برای قطع ماده یا کنترل آن به طور مداوم تمایل نشان دهند.

ب)شخص ممکن است برای تهیه ماده مورد نظر، مصرف آن یا رهایی از عوارض آن، وقت زیادی را صرف می کند.

ج) در برخی از موارد وابستگی به مواد، همه فعالیت های روزمره شخص بر ماده مورد نظر متمرکز شده و احتمال دارد، فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی وی به دلیل مصرف مواد به شدت مختل شده یا کاهش یابد(باوی، 1388).

.................

..........

...

هوش معنوی

هوش

هوش رفتار‌ حل‌ مسألۀ سازگارانهاي است که در راستاي تسهيل اهداف کاربردي و رشـد سـازگارانه جـهتگیری‌ شده‌ است‌. رفتار سازگارانه، شباهت اهداف متعددی را که باعث تعارض درونی میشوند، کاهش مـیدهد. ایـن مفهوم‌ هوش‌، مبتنی‌ بر گزارهاي است که فرایند حرکت به سوی اهداف، انـجام راهـبردهایی را‌ بـرای‌ غلبه بر موانع و حل مسأله ضروری میسازد. (ایمونز، 1999؛ استرنبرگ، 1997؛ به نقل از نازل[1]، 2004‌).

گاردنر‌ هوش را مـجموعه تـواناییهایی میداند که برای حل مسأله و ایجاد محصولات جدیدی‌ که‌ در یک فرهنگ ارزشـمند تـلقی مـی شوند، به‌ کار‌ می رود‌. از نظر وی انواع نه گانه هوش عبارتند‌ از‌: هوش زبانی، موسیقیایی، منطقی ـ ریاضی، فضایی، بـدنی ـ حـرکتی، هـوشهای فردي (که شامل هوش‌ درونفردی‌ و بینفردی ميشود)، هوش طبیعتی و هوش‌ وجودی‌ کـه شـامل‌ ظرفیت‌ مطرح‌ کردن سؤالات وجودی است. (آمرام[2]، 2005‌).

مفهوم‌ تحلیلی غرب از هوش، بیشتر شناختی است و شامل پردازش اطـلاعات مـیشود؛ در‌ حالی‌ که رویکرد ترکیبی شرق نسبت به‌ هوش، مؤلفههای گوناگون عملکرد‌ و تـجربه‌ انـسان، از جمله شناخت، شهود‌ و هیجان‌ را در یک ارتباط کـامل (یـکپارچه) دربـرمیگیرد. (نازل، 2004).

در مجموع، هوش‌ عموماً‌ باعث سازگاری فـرد بـا محیط‌ میشود‌ و روشهای‌ مقابله با مسائل‌ و مشکلات‌ را در اختیار او‌ قرار‌ میدهد. همچنین توانایی شـناخت مـسأله، ارائه راهحل پیشنهادی برای مسائل مـختلف زنـدگی و کشف روشـهای‌ کـارآمد‌ حـل مسائل از ویژگیهای افراد باهوش‌ است‌.

مـعنویت

مـعنویت‌ به‌ عنوان‌ یکی از ابعاد انسانیت‌ شامل آگاهی و خودشناسی می شود بیلوتا معتقد اسـت مـعنویت، نیاز فراتر رفتن از خود در زندگی‌ روزمـره‌ و یکپارچه شدن با کـسی غـیر از‌ خودمان‌ است‌، این‌ آگاهی‌ مـمکن اسـت منجر‌ به‌ تجربهای شود که فراتر از خودمان است، این آگاهی ممکن است مـنجر بـه تجربهای شود که‌ فراتر‌ از‌ خـودمان اسـت. (جـانسون، 2001؛ به نقل از غباری بناب و همکاران، 1386).

معنویت امری‌ هـمگانی‌ اسـت‌ و همانند‌ هیجان‌، درجات‌ و جـلوههای مـختلفی دارد؛ ممکن است هشیار یا ناهشیار، رشدیافته یا غیر رشدیافته، سالم یا بیمارگونه، ساده یـا پیـچیده و مفید یا خطرناک باشد. (وگان[3]، 2002).

ایـمونز تـلاش کرد‌ مـعنویت را بـر اسـاس تعریف گاردنر از هوش، در چـارچوب هوش مطرح نماید. وی معتقد است معنویت میتواند شکلی از هوش تلقی شود؛ زیرا عملکرد و سازگاری فـرد (مـثلاً سلامتی بیشتر‌) را‌ پیشبینی میکند و قابلیتهایی را مـطرح مـیکند کـه افـراد را قـادر میسازد به حـل مـسائل بپردازند و به اهدافشان دسترسی داشته باشد. گاردنر ایمونز را مورد انتقاد قرار میدهد و معتقد است‌ که‌ بـاید جـنبههایی از مـعنویت را که مربوط به تجربههای پدیدارشناختی هستند (مـثل تـجربه تـقدس یـا حـالات مـتعالی) از جنبههای عقلانی، حــل مسأله و پردازش‌ اطلاعات‌ جدا کرد. (آمرام، 2005). می توان‌ علت‌ مخالفت بعضی از محققان، همانند گاردنر، در مورد این مسأله که هوش معنوی متضمن انگیزش، تمایل، اخلاق و شـخصیت است را به نگاه شناختگرایانه آنان‌ از‌ هوش نسبت داد. (نازل‌، 2004‌).

وگان(2002) بعضی از خصوصیات معنویت را چنین عنوان کرده است:

بالاترین سطح رشد در زمینههای مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی و بین فردی را در بر میگیرد.

یکی از حـوزههای رشـدی‌ مجزا‌ می باشد.

بیشتر به عنوان نگرش مطرح است. (مانند گشودگی نسبت به عشق)

شامل تجربه های اوج می شود.

هوش معنوی و مؤلفه های آن

ادواردز مـعتقد اسـت‌ داشتن‌ هوش‌ معنوی بـالا بـا داشتن اطلاعاتی در مورد هوش معنوی متفاوت است. این تمایز فاصله میان‌ دانش عملی و دانش نظری را مطرح میکند. لذا نباید داشتن دانش وسیع در‌ مورد مسائل معنوی و تمرینهای‌ آنها‌ را هم ردیف دستیابی به هـوش مـعنوی از طریق عبادت و تعمق برای حل مسائل اخلاقی دانست؛ هرچند میتوان گفت برای بهرهمندی مؤثر از معنویت، داشتن توأمان دانش نظری و عملی لازم مي باشد (غباری بناب و همکاران، 1386).

......................

...........

...

دلبستگي

دلبستگي از يك مفهوم يوناني به نام (storage) كه نوعي عشق بين والدين و كودك مي باشد گرفته شده است. مفهوم دلبستگي در روان شناسي جديد ريشه در كارهاي جان بالبي[4] روان پزشك و روان تحليل گر انگليسي دارد. او دلبستگي را پيوند عاطفي عميق افراد خاص در زندگي معرفي مي نمايد به طوري كه تعامل با آنها در زندگي ايجاد شعف و نشاط كرده و در هنگام استرس و تنيدگي، حضور آنها ايجاد آرامش مي نمايد. دلبستگي در دوره اي شكل مي گيرد كه در آن حساسيت زيادي به ويژگي مراقب وجود دارد، تجربيات اوليه با آنها نوع دلبستگي را تعيين کرده و تداوم آن را در طول زمان تثبيت مي نمايد . اولين پيوند عاطفي بين كودك با مادر و يا مراقب او برقرار مي شود. تجارب دلبستگي ما مراقبان اوليه در الگوهاي كاري ذهني بازنمايي مي شوند و در طي رشد از نوزادي تا نوجواني تثبيت مي شود (زيمرمن[5] و بيكر[6]،2002). شافر و امرسون دلبستگي را به عنوان "تمايل فرد كم سن براي جستجوي مجاورت با بعضي افراد هم نوع "تعريف مي نمايند، و به نظر سيرز دلبستگي در نتيجه تعامل ارضا كننده با افراد مهم محيط كودك اكتساب مي گردد. دلبستگي پيوند هيجاني پايدار بين دو فرد است به طوري كه يكي از طرفين كوشش مي كند نزديكي يا مجاورت با موضوع دلبستگي را حفظ كرده و به گونه اي عمل كند تا مطمئن شود كه ارتباط ادامه مي يابد ( فوگل[7] و 1997؛ به نقل از حاجي ولي زاده 1389). هر چند در تمام گونه ها نظام دلبستگي براي ابقاء گونه ها همچون غذا دادن و توليد مثل صورت مي گيرد، البته اين پاسخ هاي نا آموخته، توليد در برابر مادر ارزش انطباقي دارند زيرا مانع از آن مي شوند كه جاندار از منبع مراقب دور بيفتد و گم شود (اتكينسون و هيلگلارد،1389). به نظر هارلونيز وابستگي و دلبستگي يك واكنش فطري به محرك هاي خاص است كه به وسيله مادر فراهم مي شود ولي صرفاً ناشي از تغذيه نمي باشد، ايمني بخشي ، گرمي و محبت كه حاصل آرامش ناشي از لمس كردن است نتيجه آن مي باشد (هارلو، 1985 به نقل از اكبري ، 1390).

................

........

...

شادکامی

تعاریف شادکامی

نشاط‌ از جـمله پدیـده‌های روان شناختی است که تحقیقات، مطالعات و بررسی‌های مختلفی را معطوف خود ساخته است. روان شناسان نظریه پرداز،‌ نشاط‌ را‌ نوعی «هیجان مثبت» می‌دانند که تأثیر ژرفی برساز‌ و کارهای جسمانی، شناختی و روانی در مکانیزم دارد و عملکرد آدمی را درزمـینه‌های مـختلف بـهبود می‌بخشد (گلدبرگ[8]، 1997؛ آندروز[9]، 1989).

شادمانی، از جمله موضوعاتی‌ است که از دیرباز اندیشمندانی نظیر ارسطو، زنون و اپیکور به آن‌ پرداخته‌اند. ارسطو، دست‌کم به سه نوع شادمانی معتقد است؛ در پایین‌ترین سطح، عقیده‌ی مردم‌ عادی است که شـادمانی را معادل موفقیت و کامیابی می‌دانند و در‌ سطح‌ بالاتر از آن، شادمانی مورد نظر ارسطو یا شادمانی ناشی از معنویت قرار می‌گیرد. روان‌شناسان، در سالهای‌ آخر قرن بیستم توجه به احساسات مثبت را آغاز کرده‌اند و روزبه‌روز به این توجه افزوده‌اند (آرگیل‌، 2001). در این فـرایند، سه‌ جـهت‌گیری‌ قابل تشخیص وجود دارد که به‌ سنجش میزان شادمانی، بررسی عوامل موثر بر شادمانی و شیوه‌های افزایش شادمانی مربوط می‌شود (کشاورزافشار، وخوش کنش، 1387).

از آنجا کـه شـادی‌ یـکی‌ از هیجانات اساسی بشر است، لذا هر کس به فراخور خود آن را تجربه‌ می‌نماید. اما‌ تـعریف‌ شـادی بـه سادگی تجربه آن نیست. افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان‌ اشاره‌ می‌کند که عـبارتند از: قـوه عـقل یا استدلال، احساسات و امیال‌. افلاطون شادی را حالتی از انسان می‌داند که بین این سه عـنصر تـعادل و هماهنگی‌ وجود‌ داشته‌ باشد(دیکی،1999). ارسطو شادی را زندگی معنوی می‌داند. جان لاک و جرمی‌ بنتام مـعتقدند کـه شـادی مبتنی بر تعداد وقایع لذتبخش است. آرگیل و همکاران(1995) شادی‌ را ترکیبی از وجود عاطفه مـثبت، فقدان عـاطفه منفی و رضایت‌ از‌ زندگی می‌دانند (به نقل از شاه جعفری، عابدی، دریکوندی، 1381).

................

.......

...

پژوهش های داخلی

باباميري و همکاران (1392) پژوهشی با هدف بررسي رابطه بين سبک هاي مقابله با استرس، افکار خودآيند منفي، و اميدواري با شادکامي در افراد معتاد مراجعه کننده به کلينيک هاي ترک اعتياد شهر اهواز در سال 1390 انجام دادند. جامعه آماري پژوهش شامل کليه معتاديني بود که به مراکز ترک اعتياد شهر اهواز مراجعه کرده بودند. نمونه مورد نظر شامل 100 نفر بود که به روش نمونه گيري دردسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوري اطلاعات از چهار پرسشنامه استاندارد شيوه هاي کنار آمدن با استرس پارکر و آندلر؛ اميدواري ميلر؛ شادکامي آکسفورد؛ و افکارخودآيند منفي کندال و هولون بود. تحليل آماري نتايج نشان داد که بين سبک هاي مقابله با استرس، افکار خودآيند منفي و اميدواري با شادکامي در افراد معتاد P<0.0001 رابطه معني دار وجود دارد. همچنين نتايج تحليل رگرسيون نشان داد متغيرهاي ذکر شده 60 درصد از واريانس شادکامي را تبيين مي کنند و دو متغير اميدواري و سبک مقابله مساله مدار بهترين پيش بين هاي شادکامي بودند.

خیری و همکاران(1392) پژوهشی با هدف مقایسه هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در افراد معتاد و غیر معتاد انجام دادند. ر اساس ملاک­های ورود، شیوه­ نمونه­گیری در دسترس و مصاحبه نیمه ساختار یافته بر مبنای DSM IV ، 50 نفر از مردان معتاد انتخاب و پس از همتاسازی با 50 نفر از مردان غیرمعتاد توسط مقیاس رگه فراخلقی (TMMS)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) و سیاهه عزت نفس کوپراسمیت مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان­داد که در سبک دلبستگی ایمن میانگین نمرات گروه غیرمعتاد بیشتر از گروه معتاد است، درحالی­که در سبک ناایمن اجتنابی و سبک اضطرابی دوسوگرا مردان معتاد به طور معناداری بالاتر از مردان غیر معتاد هستند. در هر سه مولفه توجه، تمایز و بازسازی خلق از هوش هیجانی، افراد معتاد در مقایسه با گروه غیرمعتاد نمرات پایین­تری کسب نمودند. همچنین در همه مؤلفه های عزت نفس نیز گروه غیرمعتاد نمرات بالاتری در مقایسه با افراد معتاد کسب نمودند.

..................

.......

...

پژوهش های خارجی

ابولقاسمی و رجبی (2013) تحقیقی را با هدف بررسی نقش خود تنظیمی و کنترل عواطف در پیش بینی واکنش پذیری بین فردی در افراد معتاد انجام دادند. محققین 160 فرد معتاد را به عنوان نمونه آماری انتحاب کردند و پس از تکمیل پرسشنامه های استاندارد توسط معتادین نتایج تجزیه تحلیل گردید. نتایج نشان داد کنترل عواطف و خود تنظیمی با واکنش پذیری بین فردی رابطه معنادار دارد.

طیبی ، ابوالقاسمی، علیلو و منیرپور (2013) در پژوهش خود دو گروه از معتادان را به طور جدا گانه از نظر کنترل عواطف و خود تنظیمی مورد بررسی و مقایسه قرار دادند. گروه معتادین به مواد مخدر متامفتامین(تعداد 40 نفر) و گروه دیگر به مصرف مواد نارکوتیک (تعداد 40 نفر) وابسته بودند. این دو گروه از نظر سن و جنس و تحصیلات با یکدیگر همتا سازی شده بودند. نتایج نشان داد دو گروه از نظر میزان کنترل عوطف و خود تنظیمی با یکدیگر تفاوت معنادار دارند و خود تنظیمی پایین با ناتوانی در کنترل عواطف از جمله متغیرهای مرتبط با اعتیاد در این تحقیق معرفی گردید.

.....................

.........

..


[1] Nasel, D. D

[2] Amram, J

[3] Vaughan‌, F

[4] -Bowlby , j.T.

[5] - Zimerman

[6] - Becker

[7] -Fogel , A.

[8] Goldberg, D

[9] Andrews, F.M

منابع فارسی :

گروسي فرشي، مير تقي (1385). بررسي ارتباط بين ويژگي هاي شخصيتي و احساس شادکامي در يين دانشجويان دانشگاه تبريز، تبريز، پايان نامه کارشناسي ارشد.

گلپرور، محسن؛ آتش پور، حمید؛ و آقایی، اصغر. (1382). روان شناسی اعتیاد "سبب شناسی و درمان". چاپ اول، اصفهان: مطهری.

مظفری، شهباز وهادیان فرد، حبیب. (1383). مروری بر شادمانی و همبسته های آن. مجله روش شناسی علوم انسانی، شماره 41: 105-82.

معلمي، صديقه؛ رقيبي، مهوش؛ سالاري درگي، زهره. (1389). مقايسه هوش معنوي و سلامت روان در افراد معتاد و غير معتاد. مجله دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني شهيد صدوقي يزد،دوره 18، شماره 3: 242-235.

منصور، محمود و دادستان، پریرخ. (1391). روانشناسی ژنتیک: تحول روانی از تولد تا پیری. تهران: سمت.

مهر غفوری، سید حبیب الله؛ ایوبی، فاطمه؛ دره زرشکی، نعیمه. (1390). تأثیر دعا و نیایش بر میزان شادکامی (مطالعه موردی: زنان شرکت کننده در مراسم اعتکاف استان یزد). بانوان شیعه، شماره 26 علمی-ترویجی: 32-7.

میلانی فر، بهروز. (1389). بهداشت روانی. چاپ یازدهم. تهران: قومس.

وفائيان، م. (1385). بررسي رابطه سبک دلبستگي با مهارت‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان دوره پيش دانشگاهي شهر يزد. پايان‌نامه کارشناسي ارشد روانشناسي دانشگاه اصفهان.

هادی نژاد، حسن؛ زارعی، فاطمه. (1388). پایایی، اعتبار، و هنجاریابی پرسشنامه شادکامی آکسفورد. پژوهش های روان شناختی، شماره 23: 77-62.

هالجین، ریچارد و ویتبورن، سوزان کراس. (1948). آسیب شناسی روانی: دیدگاههای بالینی درباره اختلال های روانی براساس DSM-IV-IR. ترجمه یحیی سید محمدی (1392). تهران: روان.

یار محمدی واصل، مسیب؛ قائمی، فاطمه؛ و قنادی، فاطمه(1391). تاثیر رویکرد اجتماع درمان مدار در درمان اعتیاد و اختلال های روانی همراه. فصلنامه مطالعات روان شناسی بالینی، شماره ششم، سال دوم: 39-1.

الیاسی، محمد حسین. (1385). عوامل موثر بر شادکامی دانشجویان بسیجی. فصلنامه مطالعات بسیج، سال نهم، شماره 33: 34-23

یزدی مقدم، حمیده و اسماعیل آبادی، علی رضا. (1387). بررسی تاثیر باورها و عوامل اعتقادی بر پیشگیری و درمان اعتیاد. مهندسی فرهنگی، شماره 19 و 20: ص 61-67.

منابع لاتین :

Abolghasemi, A., & Rajabi, S. (2013). The Role of Self-regulation and Affective Control in Predicting Interpersonal Reactivity of Drug Addicts. Int J High Risk Behav Addict; 2(1): 28-33.

Amram, Joseph (Yosi), (2005)‌, Intelligence‌ Beyond IQ: The contribution of emotional‌ and spiritual intelligences to‌ effective‌ business leadership, Institune of Transpersonal‌ Psychology

Andrews, F.M (1989). Social indicators of Well –being. NewYork; Plenum.

Argyle, M (2001). The Psychology of Happiness. New York. Routledge.

Argyle, M and Lu, L (1995). Testing For Nappiness. Washington DC; Taylor and Francis.

Aspinwall, L., Richter, L., & Hoffman, R. (2001). Understanding how optimism works: and examination of optimists adaptive moderation of belief and behavior. In Chan, E. Optimism and pessimism: Implications for theory, Research and Practice (PP38-218). Washington D. C.

Bartley, M., Head, J., & Stansfeld, S. (2007). Is attachment style a source of resilience against health inqualities at work? Social Science and Medicine, 64, 765-775.

Carr, A.,( 2004). Positive Psychology .Handbook of psychology. New York : runner– Routledge Press.

Casidy. J. & Shaver, P. R. (1999). "Hand book of Attachment, Theory.Research and Clinical Application London".Routledge.

Cassidy , J ; Shaver , P .R .(1999). Hand Book of attachment , theory , research , and clinical application . new york : Guilford.

فایل هایی که پس از خرید می توانید دانلود نمائید

eetyad_hoosh_manavi v delbastegi v shadkami_1516557841_3763_1635_1674.zip0.00 MB
پرداخت و دانلود محصول
بررسی اعتبار کد دریافت کد تخفیف
مبلغ قابل پرداخت : 17,772 تومان پرداخت از طریق درگاه
انتقال به صفحه پرداخت
فروشگاه فایل